هانا:مامان بهارم این دسته گل رو من و بابایی دوتایی برات گرفتیم تا خوشحالت کنیم.روزت مبارک مامانی من...و بعد یه لپ تاپ کوچولو عین خودم برات هدیه دادم که البته من اصلا اصـــــــــــلا دوست ندارم ازش استفاده کنی.چون وقتی پشتش میشینی دیگه منو بی خیال میشی و هر چی صدات میزنم گوش به حرفم نمی دی و مـــــــــــــــن ...عصبانی میشـــــــــــــم خوب...حق دارم!



آهای هانای شیطون بلا داشتی غیبتمو میکردی؟به به!
