سلام!
بالاخره این گل دختر ما زیر سایه این خاله خانومی صاحب وبلاگ هم شد.از اونجایی که دیگه تا اولین سالگرد تولد دخملیمون راهی نمونده شاید اینو یه کادوی تولد از طرف خاله قبول کنیم.خوب بالاخره همت کرده دیگه!
نمی دونم مطلب رو از کجا باید شروع کنم.شروع همیشه سخته.از خاطرات شیرین یا از روزای شیطونی و بدخلقیاش...از گریه هاش یا خنده هاش... از کارایی که میکنه یا نمیکنه...
من همه سعیم رو می کنم لحظه های زندگی دختر گلم رو اینجا ثبت کنم .این یه امانته تا وقتی که خودش بزرگ شه و بتونه بخونه و بنویسه و نظر بده...ایشالا. امیدوارم خدا هم وقت و قوت اینو بهم بده که بتونم با وجود این نینیه شیطون بلا بیام و چراغ اینجا رو همیشه روشن نگه دارم.
می خوام برای شروع از آرشیو عکسای هانا کمک بگیرم و چند تا عکس از همون موقع که خییییلی خیلی کوچیک بود تا امروز بزارم.این برای خودم هم جالبه.
هانا گلم از همون روزی که بدنیا اومد...تا امروز...
first day of life
1st month
2nd month

3rd month

4th month
5th month

6th month

7th month

8th month

9th month

and... 10th month
